<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان </title>
<link>http://goums.ac.ir/journal</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان - مقالات نشریه - سال 1389 جلد12 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1389/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>اثر حفاظتی اسیدفولیک بر ناهنجاری‌های ناشی از کاربامازپین در جنین موش</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=772&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : کاربامازپین یکی از داروهای ضدصرع است که مصرف آن در طی بارداری باعث ایجاد ناهنجاری هایی نظیر نقایص لوله عصبی و قلبی ، ناهنجاری های اسکلتی و نقایص جمجمه ای - صورتی می شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی اسیدفولیک بر ناهنجاری های ناشی از کاربامازپین در جنین موش انجام گردید. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 60 سر موش ماده نژاد Balb/c به چهار گروه تجربی و دو گروه کنترل تقسیم شدند. گروه های تجربی 1 و 2 داروی کاربامازپین را به ترتیب به میزان 30 و 60 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در روز و به صورت تزریق درون صفاقی، گروه های تجربی 3 و 4 همین دوز از دارو را به صورت داخل صفاقی به همراه 3 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن اسیدفولیک در روز به صورت گاواژ و گروه های کنترل 1 و 2 نرمال سالین و تویین 20 در نرمال سالین را به صورت تزریق درون صفاقی دریافت کردند. همه تزریق ها از روز ششم لغایت روز پانزدهم دوره بارداری و گاواژ ویتامین از ده روز قبل از جفت گیری آغاز و پس از آن از روز صفر لغایت روز پانزدهم بارداری صورت گرفت. در روز هجدهم بارداری جنین ها از رحم خارج شدند و پس از توزین و اندازه گیری مورد مشاهده ماکروسکوپی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار آماری SPSS-11.5 و آزمون های کای اسکوئر و ANOVA مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها : در گروه های تجربی 1و 2 مصرف کننده کاربامازپین علاوه بر کاهش وزن و قد ناهنجاری چشمی، اختلال در اندام ها، کوچکی فک ﭘایین و باز بودن دهان، اختلال درستون مهره ها عمدتاً به صورت اسکولیوزیس و نقایص لوله عصبی به شکل اگزنسفالی مشاهده شد. مصرف اسیدفولیک باعث کاهش ناهنجاری های چشمی، صورتی، اندام و ستون مهره ها در گروه تجربی 3 و کاهش ناهنجاری های ستون مهره ها و اندام در گروه تجربی 4 گردید. این کاهش از نظر آماری معنی دار بود (P&lt;0.05). مصرف اسیدفولیک در گروه های تجربی 3 و 4 تأثیری بر میانگین وزن بدن و طول سری دمی جنین ها نداشت. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که مصرف اسید فولیک به میزان 3 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، باعث کاهش ناهنجاری های جنینی ناشی از کاربامازپین در جنین های موش نژاد Balb/c می گردد.</description>
						<author>سیدعادل معلم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر پرتو لیزر کم‌توان با طیف قرمز و مادون قرمز روی لوله‌های اسپرم ساز موش آزمایشگاهی</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=773&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : لیزر نوعی منبع تابش امواج الکترومغناطیسی است. لیزرتراپی نوعی تأثیر بافتی به صورت طبیعی و تحریک بیولوژیک با کمک انرژی و توان نور محسوب می شود. امروزه بیشترین و پرکاربردترین لیزرهای کم توان در درمان بیماری ها، لیزرهای با پرتوهای مادون قرمز (infrared) و قرمز (red) می باشند. این مطالعه به منظور تعیین اثر پرتو لیزر کم توان با طیف قرمز و مادون قرمز روی لوله های اسپرم  ساز موش آزمایشگاهی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 40 سر موش بزرگ آزمایشگاهی نر نژاد ویستار با وزن تقریبی 250-200 گرم و سن متوسط 8هفته انجام شد. موش ها به 4 گروه ده تایی تقسیم شدند که شامل یک گروه شاهد و سه گروه تجربی (مورد) بود. گروه شاهد فقط تحت بیهوشی روزانه قرار گرفت. در گروه تجربی&amp;lrm;&amp;lrm; 1&amp;lrm;، بیضه راست موش ها در معرض تابش مخلوطی از طیف مادون قرمز با فرکانس 300هرتز (7دقیقه) و طیف قرمز (1 دقیقه) قرار گرفت. در گروه تجربی 2، بیضه راست موش ها در معرض تابش پرتو مادون قرمز با فرکانس 300هرتز (8 دقیقه و 40ثانیه) واقع شد. در گروه تجربی3، بیضه راست موش ها در معرض تابش پرتو مادون قرمز با فرکانس 80هرتز (5دقیقه) و طیف قرمز (1دقیقه) به طور روزانه قرار گرفت. پس از 15 روز، بیضه ها از بدن موش ها خارج گردید و پس از مراحل فیکساسیون و رنگ آمیزی نمونه ها مورد بررسی و مطالعه میکروسکوپی قرار گرفتند. قطر لوله های اسپرم ساز و قطر لومن و همچنین قطر و مساحت بخش سلولی اپی تلیوم اسپرم  ساز در موش ها تعیین شد. میزان تستوسترون با روش رادیوایمنواسی مورد سنجش قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری با کمک نرم افزار SPSS-13 و آنالیز واریانس یک طرفه انجام گردید. یافته ها : قطر لوله اسپرم ساز ، فضای لومن و ضخامت اپی تلیال بین گروه های آزمایشی 1 ، 2 و 3 تفاوت آماری معنی داری داشت (P&lt;0.05). این شاخص ها بین گروه های تجربی و شاهد تفاوت آماری معنی داری نداشت. همچنین تفاوت آماری معنی داری در تستوسترون اندازه گیری شده بین گروه های مورد مطالعه مشاهده نشد. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که تغییرات مورفولوژیک و مورفومتریک لوله های اسپرم ساز ارتباط مستقیم بادانسیته انرژی لیزر دارد و استفاده از لیزر کم توان طیف مادون قرمز با فرکانس 300 هرتز و یا به حالت ترکیبی طیف مادون قرمز با فرکانس 80 هرتز همراه با طیف قرمز در افزایش قطر لوله های اسپرم  ساز و افزایش سلول های ژرمینال و اسپرم ها موثر می باشد.</description>
						<author>نسرین تک زارع</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر بتامتازون تزریقی در هفته‌های 35 و 36 بارداری در پیشگیری از سندرم زجر تنفسی نوزادان متولد شده : کارآزمایی بالینی تصادفی دوسویه‌کور</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=774&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سندرم زجر تنفسی نوزادان مهم ترین مشکل ریوی نوزادان است. هرچند مطالعات مختلفی اثربخشی کورتیکواستروئید در سنین حاملگی کمتر از 34 هفته را نشان داده اند؛ ولی تاثیر این مداخلات در بارداری های بالاتر از هفته 34، هنوز مورد بحث است. این مطالعه به منظور تعیین اثر بتامتازون تزریقی قبل از زایمان در پیشگیری از سندرم زجر تنفسی نوزادان متولد شده در هفته های 35 و 36 بارداری انجام شد. روش بررسی : این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سوکور روی 200 زن در معرض خطر زایمان پره ترم با سن بارداری 35 تا 36 هفته مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی بعثت سنندج طی سال های 87-1386 انجام شد. 100 نفر از افراد به صورت تصادفی در گروه درمان با بتامتازون به مقدار 12 میلی گرم در 2 دوز داخل عضله به فاصله 24 ساعت و 100 نفر نیز به صورت تصادفی نرمال سالین به مقدار یک سی سی دریافت کردند. اطلاعات مورد نیاز شامل سن مادر، جنس و وزن نوزاد و ابتلا به سندرم زجر تنفسی و نیاز به بستری نوزادان جمع آوری گردید. از آزمون های کای اسکوئر، فیشر، تی مستقل و من ویتنی برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها : تفاوت معنی داری در سن مادر، وزن و جنس نوزادان در دو گروه مشاهده نشد. تعداد موارد سندرم زجر تنفسی در گروه مداخله 8 مورد (8درصد) و در گروه دارونما 20 مورد (20درصد) بود (P=0.01). نیاز به بستری در گروه مداخله و گروه دارونما به ترتیب 16 (16درصد) و 28 (28درصد) تعیین شد (P=0.04). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که تزریق بتامتازون به مقدار 12 میلی گرم در 2 دوز به فاصله 24 ساعت در هفته های 36-35 بارداری به طور معنی داری موارد سندرم زجر تنفسی در نوزادان را کاهش می دهد.</description>
						<author>مجید منصوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تک دوز آمینوفیلین داخل وریدی در پیشگیری از سردرد در بیماران تحت بی‌حسی نخاعی : کارآزمایی بالینی تصادفی دوسویه‌کور</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=775&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : یکی از عوارض نسبتاً شایع بی حسی نخاعی، سردرد پس از سوراخ شدن پرده سخت شامه [Post dural puncture headache (PDPH)] می باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تک دوز آمینوفیلین داخل وریدی در پیشگیری از سردرد بعد از سوراخ شدن سخت شامه در بیماران تحت بی حسی نخاعی برای سزارین انتخابی انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی ، 120 بیمار تحت سزارین انتخابی با بی حسی نخاعی در بیمارستان شهیدمطهری مرودشت طی سال 1387 مطالعه شدند. پس از کلامپ نمودن بندناف نوزاد، به 60 نفر از بیماران (گروه مداخله) آمینوفیلین وریدی به میزان 1.5 mg/kg/body weight به آهستگی تجویز شد. در 60 بیمار (گروه دارونما) از نرمال سالین استفاده گردید. بیماران در زمان های 1، 4، 24 و 48 ساعت بعد از اتمام عمل از لحاظ بروز سردرد ارزیابی شدند. یافته ها : میزان بروز سردرد پس از سوراخ شدن پرده سخت شامه طی 24 ساعت اول پس از عمل در 5 درصد از بیماران گروه مداخله و 31 درصد از بیماران گروه دارونما دیده شد (P&lt;0.001). میزان PDPH در 48 ساعت پس از عمل در بیماران گروه مداخله و دارنما به ترتیب 5 و 23.3 درصد تعیین شد که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (P&lt;0.004). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که استفاده از آمینوفیلین داخل وریدی به میزان 1.5 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در بی حسی نخاعی، سردرد را به طور معنی داری کاهش می دهد.</description>
						<author>غلامرضا عبداللهی فرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر روش محدودیت درمانی تعدیل‌یافته بر کیفیت مهارت‌های اندام فوقانی مبتلا در کودکان فلج مغزی نیمه بدن</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=776&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : محدودیت درمانی روشی است که در آن با محدود کردن اندام سالم فردی که دچار فلج نیمه بدن شده؛ مجبور به استفاده از اندام مبتلا شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر روش محدودیت درمانی تعدیل یافته بر کیفیت مهارت های اندام فوقانی مبتلا در کودکان فلج مغزی نیمه بدن انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی یک سویه کور روی 21 کودک مبتلا به فلج مغزی نیمه بدن مراجعه کننده به دو مرکز توانبخشی امیدعصر و بهار تهران طی سال 1387 انجام شد. نمونه ها به طور تصادفی تعادلی به دو گروه مداخله (11 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. تمرینات متداول کاردرمانی در طی 6 هفته برای هر دو گروه به طور یکسان انجام شد و برای گروه مداخله روزانه به مدت 3 ساعت از روش محدودیت درمانی تعدیل یافته نیز استفاده گردید. کیفیت مهارت های اندام فوقانی قبل و پس از مداخله بر اساس آزمون کیفیت مهارت های اندام فوقانی ارزیابی گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-16 و آزمون های آماری کولموگروف - اسمیرنوف، کای اسکوئر، تی مستقل و تی زوجی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : میانگین سنی کودکان در گروه مداخله (7 دختر و 4 پسر) 17.5+-46.5 ماه و در گروه شاهد (5 دختر و 5پسر) 19.2+-48.1 ماه تعیین شد. تجزیه و تحلیل درون گروهی در گروه مداخله در تمامی موارد بعد از شش هفته مداخله معنی دار بود (P&lt;0.05) و در گروه کنترل بعد از شش هفته تنها در آیتم گرفتن معنی دار نبود. تجزیه و تحلیل آماری بین گروهی تفاوت معنی داری در نمره کلی و نمرات خرده مقیاس های حرکات مجزا ، تحمل وزن و باز کردن حفاظتی را بین دو گروه نشان نداد و تنها در خرده مقیاس توانایی گرفتن تفاوت معنی داری در دو گروه مشاهده شد (P&lt;0.05). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که محدودیت درمانی تعدیل یافته تنها بر کیفیت توانایی گرفتن اندام فوقانی مبتلا تأثیر دارد.</description>
						<author>مسعود غریب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر برنامه خودمراقبتی مبتنی بر الگوی اورم (Orem frame work) بر عزت نفس بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=777&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری مزمن، پیشرونده و تحلیل برنده غلاف میلینی سلول های عصبی مرکزی است که تظاهرات و عوارض آن روی عزت نفس فرد اثر دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر برنامه خودمراقبتی مبتنی بر الگوی اورم بر عزت نفس بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش بررسی : این مطالعه نیمه تجربی به صورت قبل و بعد با حضور 34 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به کلینیک اعصاب بیمارستان آیت اله کاشانی شهرکرد طی سال 1387 با نمونه گیری در دسترس انجام شد. 8 جلسه برنامه آموزشی بر اساس نیازهای آموزشی بیماران و مبتنی بر الگوی اورم در طول سه ماه اجرا شد. پس از سه ماه پرسشنامه سنجش عزت نفس کوپراسمیت، مجدداً تکمیل و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-11.5 و آزمون های تی زوجی ، ویل کاکسون و کروسکال والیس مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها : میانگین امتیاز عزت نفس بیماران قبل و بعد از مداخله به ترتیب 4.2+-60.7 و 3.5+-118.3 تعیین شد که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (P=0.001). بین مشخصات فردی نظیر سن، جنس، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل، داشتن فرزند، شغل، میزان درآمد، مدت ابتلاء به بیماری و تعداد موارد بستری با میزان عزت نفس رابطه آماری معنی داری وجود نداشت. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که به کارگیری برنامه خودمراقبتی طراحی شده مبتنی بر الگوی اورم بر عزت نفس بیماران مولتیپل اسکلروزیس نتیجه موثری دارد. این برنامه که براساس نیازهای آموزشی و با رویکرد مدل علمی طراحی گردید؛ به عنوان یک مداخله پرستاری در بیماران مولتیپل اسکلروزیس توصیه می شود.</description>
						<author>رضا مسعودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مرتبط با رشد نامطلوب کودکان 6 تا 24 ماهه در شهر تبریز</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=778&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : رشد کودکان در دو سال اول زندگی با عواملی نظیر مشخصات دموگرافیک، مراقبت های دوران بارداری و وضعیت تغذیه ارتباط دارد. این مطالعه به منظور تعیین عوامل مرتبط با رشد نامطلوب کودکان 6 تا 24 ماهه در شهر تبریز انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مورد شاهدی 233 کودک با رشد نامطلوب (گروه مورد) و 412 کودک با رشد مطلوب (گروه شاهد) به صورت غیرتصادفی از پنج مرکز بهداشتی و درمانی طی سال 1386 بررسی شدند. پرسشنامه ای شامل سؤوالاتی در خصوص مشخصات دموگرافیک، سابقه باروری و وضعیت تغذیه کودک از طریق مصاحبه با مادران کودکان تکمیل گردید. ارتباط عوامل مختلف با رشد نامطلوب کودکان با استفاده از رگرسیون لجستیک در نرم افزارهای SPSS-14 و EPI-Info 2000 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : بیمار شدن کودک در فاصله دو نوبت مراجعه (OR=4.23, 95% CI: 2.95-6.07, P&lt;0.001)، ناخواسته بودن بارداری (OR=1.87, 95% CI: 1.20-2.93, P&lt;0.006) ، جنس مؤنث (OR=1.51, 95%CI: 1.05-2.17, P&lt;0.025) ، وزن کم هنگام تولد (OR=1.0, 95% CI: 0.99-1.01, P&lt;0.097) و داشتن اختلاف خانوادگی (OR=1.22, 95% CI: 1.01-1.47, P&lt;0.045) با رشد نامطلوب کودکان ارتباط داشت. نتیجه گیری : با توجه به یافته های این مطالعه استفاده از روش های مطمئن پیشگیری از بارداری و کمک به کاهش بارداری های ناخواسته، آموزش والدین در باره تغذیه کودکان به ویژه در دوران بیماری کودکان و ارائه مشاوره در کاهش اختلاف خانوادگی برای ارتقای سلامت کودکان پیشنهاد می گردد.</description>
						<author>اصغر محمدپوراصل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه بین میزان سلنیوم خاک و سرطان مری : یک مطالعه اکولوژیک در استان گلستان</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=779&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : استان گلستان در شمال ایران یکی از مناطق پرخطر سرطان مری در جهان می باشد. مطالعات متناقضی در رابطه با ارتباط میزان سلنیم و بروز سرطان دستگاه گوارش فوقانی وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین میزان سلنیوم موجود در خاک و سرطان مری در استان گلستان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه اکولوژیک در سال 1386 انجام و در طی آن استان گلستان براساس طول و عرض جغرافیایی به 135 بلوک تقسیم بندی شد. یک نمونه خاک از مرکز هر بلوک جمع آوری و سپس میزان سلنیوم در نمونه های خاک با روش جذب اتمی اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون تی انجام گردید. سطح معنی داری کمتر از 0.05 در نظر گرفته شد. یافته ها : میانگین و انحراف معیار میزان سلنیوم موجود در خاک استان گلستان 1.61+-3.7 میلی گرم بر کیلوگرم به دست آمد. ارتباط مستقیمی بین میزان سلنیوم خاک و میزان بروز استاندارد شده سنی (ASR)سرطان مری در استان گلستان دیده شد (P=0.03, Pearson correlation coefficient=0.19). میانگین میزان سلنیوم خاک در منطقه پرخطر سرطان مری (4.13 میلی گرم بر کیلوگرم) به طور معنی داری بیشتر از منطقه کم خطر (3.39 میلی گرم بر کیلوگرم) بود (P=0.01). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که میزان سلنیوم در خاک منطقه استان گلستان بیش از حد مجاز بوده و ارتباط معنی دار مستقیم بین میزان سلنیوم خاک و بروز سرطان مری وجود دارد.</description>
						<author>غلامرضا روشندل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل مرتبط با چاقی و افزایش وزن دختران مقطع راهنمایی شهر گرگان</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=780&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : چاقی دوران کودکی به سبب اثرات نامطلوب بر سلامت جسمی و روانی کودکان و عوارض جدی بر زندگی بزرگسالی از نگرانی های مهم سلامت عمومی به حساب می آید. مطالعه حاضر به منظور تعیین برخی عوامل مرتبط با چاقی و افزایش وزن دختران مدارس راهنمایی شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی مقطعی با روش طبقه ای تصادفی شده؛ 844 دختر 13-11 ساله از بین مدارس راهنمایی شهر گرگان طی سال های 85-1384 انتخاب شدند. قد، وزن، سن، نمایه توده بدنی، اطلاعات فردی دختران، مدت تماشای تلویزیون، سطح فعالیت بدنی، دفعات مصرف تنقلات حین تماشای تلویزیون به مدت یک هفته توسط والدین در پرسشنامه ای ثبت گردید. در پایان هفته پرسشنامه ها جمع آوری و داده ها با کمک نرم افزار آماری SPSS-11.5 و آزمون های آماری کای اسکوئر و آنالیز واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : متوسط نمایه توده بدنی دختران 4.6+-19.7 کیلوگرم بر مترمربع بود و 6.3 درصد دختران چاق و 14.7 درصد آنان دچار افزایش وزن بودند. شیوع چاقی و افزایش وزن دختران در قومیت فارس بیش از سایر گروه های قومی بود (P&lt;0.05). متوسط زمان مشاهده تلویزیون 0.97+-2.35 ساعت بود. علی رغم این که مدت ساعات تماشای تلویزیون در دختران چاق و مبتلا به افزایش وزن بیش از سایرین بود؛ اما اختلاف آماری معنی دار نبود. عادت به مصرف مواد غذایی حین تماشای تلویزیون و دفعات و مدت فعالیت بدنی به طور معنی داری با چاقی و افزایش وزن ارتباط داشت (P&lt;0.05). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که کمبود فعالیت های بدنی و رفتار تغذیه ای نامناسب از عوامل مرتبط با چاقی و افزایش وزن دختران 13-11 ساله در گرگان می باشد.</description>
						<author>حمیرا خدام</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نماهای بالینی و آسیب‌شناختی مبتلایان به لیکن‌پلان در مشهد (86-1376)</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=781&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : لیکن پلان یک بیماری پوستی مزمن با ضایعات پوستی مخاطی التهابی است که شیوع آن 2-1درصد می باشد. این مطالعه به منظور توصیف نماهای بالینی و آسیب شناختی مبتلایان به لیکن پلان در مشهد انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی مقطعی اطلاعات مربوط به سن , جنس و نیز مشخصات مربوط به بیماری مانند بافت شناسی، شکل و محل آناتومیک ضایعات با استفاده از پرونده بیماران مبتلا به لیکن پلان مراجعه کننده به بخش پوست و آسیب شناسی بیمارستان امام رضا (ع) مشهد طی سال های 86-1376 و بازبینی مجدد لام ها استخراج گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-13 و آزمون های آماری t-test ، کای اسکوئر و آزمون های ناپارامتری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : از مجموع 309 بیمار ثبت شده؛ 177 نفر مرد (57.3%) و 132 نفر زن (42.7%) بودند. میانگین سنی در مجموع 16.3+-40.1 سال (کمترین 2 سال و بیشترین 85 سال) بود. پلاک و پاپول به ترتیب با 136 مورد (44%) و 129 مورد (41.7%) شایع ترین نمای بالینی بودند. 39 مورد (23.9%) ضایعات هیپرپیگمانته و 83 مورد (26.9%) ضایعات پوسته دار بودند. طرح های آنولر و خطی به ترتیب در 15 مورد (4.9%) و 9 مورد (2.9%) مشاهده گردید. نمای هیستولوژیک کلاسیک و هیپرتروفیک شایع ترین نماهای بافتی را تشکیل دادند. رابطه آماری بین انواع هیستوپاتولوژیک ضایعه با جنس و سن وجود نداشت. محل آناتومیک با بافت شناسی ضایعات ارتباط معنی داری را نشان داد (P&lt;0.001). نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که فراوانی لیکن پلان در نواحی تناسلی و مخاطی نسبت به مطالعات انجام شده در نقاط دیگر دنیا و همچنین سایر مناطق کشور کمتر می باشد.</description>
						<author>محمد ابراهیمی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>وضعیت سلامت دندان‌های سالمندان شهر گرگان (سال 1385)</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=782&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سالمندی فرآیندی زیست شناختی است که با تغییرات بیولوژیکی و عملکردی در بافت ها و اندام های بدن از جمله خرابی دندان ها و از دست دادن آنها همراه است. از آنجایی که سلامت دهان و دندان نقش مهمی در تعیین الگوهای دریافت غذا، چگونگی برآورده شدن نیازهای تغذیه ای و در نتیجه سلامت سالمندان و کیفیت زندگی آنان ایفاء می نماید؛ لذا این مطالعه به منظور تعیین وضعیت سلامت دندان های سالمندان در شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 400 سالمندان بالای 60 سال انجام شد که به روش تصادفی سیستماتیک از دومرکز بهداشتی منتخب دانشگاه علوم پزشکی گرگان طی سال 1385 وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه  بود و با مراجعه به درب منازل سالمندان و معاینه دهان و دندان تکمیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-13 و آزمون کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : در این مطالعه از 400 سالمند بررسی شده؛ 211 نفر زن (52.8%) و 189 نفر مرد (47.3%) بودند. میانگین سنی افراد مورد مطالعه 6.7+-66.7 سال بود. از کل سالمندان مورد مطالعه 60درصد بدون دندان بودند و 40درصد آنان دندان طبیعی داشتند که از این تعداد 10.5% از دندان طبیعی کامل برخوردار بودند. شیوع پوسیدگی دندان در 79 نفر (19.75%) مشاهده شد و 50 نفر (12.5%) دارای دندان پرشده بودند که این تعداد از 1تا16 دندان (3.7+-4.8) متغیر بود. سن و میزان درآمد با تعداد دندان های موجود در سالمندان رابطه آماری معنی دار داشتند (P&lt;0.05). تعداد دندان ها با سن رابطه معکوس و با میزان درآمد رابطه مستقیم داشت. نتیجه گیری : با توجه به از دست دادن دندان در 60درصد سالمندان و وجود پوسیدگی دندان ها در نزدیک به 20درصد از سالمندان, لزوم رسیدگی به وضعیت سلامت دندان قبل از سالمندی تاکید می شود.</description>
						<author>طیبه ضیایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی آنتی‌بادی ضد Cytotoxin associated Gene A در استان گلستان</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=783&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سویه های باکتری هلیکوباکترپیلوری که دارای پروتئین Cag A (Cytotoxin associated Gene A) می باشند؛ استعداد بیشتری برای ایجاد بیماری دارند. این پروتئین بیماری زایی باکتری را با افزایش تولید سیتوتوکسین در سلول میزبان تسریع می نماید. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آنتی بادی ضد CagA در افراد آلوده به هلیکوباکترپیلوری در استان گلستان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 676 نفر از افراد آلوده به هلیکوباکترپیلوری در استان گلستان طی سال 1387 انجام گردید. در این افراد وجود آنتی بادی ضد CagA از کلاس IgG به روش الیزا تعیین شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری کای اسکوئر در نرم افزار آماری SPSS-16 تجزیه و تحلیل شدند. سطح معنی داری کمتر از 0.05 در نظر گرفته شد. یافته ها : فراوانی آنتی بادی ضد Cag A در افراد آلوده به هیلکوباکترپیلوری 57.7% (CI 95%: 53.9-61.4) برآورد گردید. این فراوانی در مردان 56.3% و در زنان 58.9% بود. گروه سنی 24-15 سال و کودکان زیر 5 سال با شیوع 63.4% و 26.3% بالاترین و کمترین فراوانی را داشتند. گروه قومی سیستانی با شیوع 67.2% نسبت به گروه های قومی ترکمن (57.5%) و فارس (53.6%) بیشترین موارد آنتی بادی را نشان دادند. توزیع این سویه ها در ساکنین روستا (58.1%) بیش از شهر (57.1%) بود. توزیع فراوانی موارد مثبت CagA در شهر مینودشت در شرق استان (78%) بالاتر و بندرگز در غرب (44%) پایین تر از بقیه بود. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که فراوانی سویه های CagA مثبت افراد آلوده با هلیکوباکترپیلوری در استان گلستان مشابه بسیاری از مناطق دیگر ایران، آسیا و اروپا است؛ ولی از مناطق آفریقایی بالاتر است.</description>
						<author>عزت الله قائمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مشخصات بیماری‌سل در بیماران تب‌دار مبتلا به لوپوس‌اریتماتوسیستمیک تحت‌درمان باکورتیکوستروئید</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=784&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : بروز عفونت یکی از مشکلات موجود در درمان بیماران مبتلا به لوپس اریتماتوسیتمیک (SLE) می باشد. این مطالعه به منظور تعیین مشخصات بیماری سل در بیماران تب دار مبتلا به لوپوس اریتماتوسیستمیک (SLE) تحت درمان کورتیکوستروئید انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آینده نگر 103 بیمار مبتلا به لوپوس اریتماتوسیستمیک تحت درمان کورتیکواستروئید ارجاع شده به منظور بررسی علت تب به متخصص بیماری های عفونی در شهرستان اهواز طی سال های 85-1379 بررسی شدند. ملاک تشخیصی SLE براساس کرایتریای 11گانه انجمن روماتولوژی امریکا و ملاک تشخیص بیماری سل معیارهای برنامه کشوری سل بود. تمامی بیماران قبل از شروع کورتیکواستروئید از نظر عفونت های نهفته نظیر سل بررسی شدند و در صورت منفی بودن، دارو دریافت کردند. یافته ها : از 103 بیمار ارجاع شده 83 نفر مطالعه را به پایان رساندند. میانگین سن 10+-22.2 سال، نسبت زن به مرد 9.2 به 1، میانگین زمان مصرف پردنیزولون 3.2+-12 ماه و میانگین دوز مصرفی این دارو 13+-28.2 میلی گرم در روز بود. از بین 83 بیمار مبتلا به لوپس اریتماتوسیتمیک 8 نفر (9.6%) مبتلا به سل بودند که از بین آنها 5نفر سل ریوی، یک نفر پلورال افیوزن، یک نفر سل ستون مهره ای و یک نفر نیز سل ارزنی داشتند و میزان مرگ ناشی از سل و SLE یک نفر بود. نتیجه گیری : سل یکی از علل تب در بیماران مبتلا بهSLE تحت درمان با کورتیکواستروئید می باشد. در برخورد با بیمارانی که علی رغم دریافت داروهای کورتیکواستروئید، تب دارند؛ بایستی به بیماری سل توجه کرد.</description>
						<author>سیدمحمد علوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>زمان و روش مناسب آموزش بهداشت باروری به دختران از دیدگاه والدین و معلمان شهر گرگان</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=785&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : نوجوانی دوره پرتلاطمی است که تغییرات جسمانی، جنسی و روانی زیادی را در بردارد .لذا محققین معتقدند که نوجوانان در دوران بلوغ باید از آگاهی های لازم این دوره بحرانی مطلع گردند؛ زیرا ناآگاهی و بی اطلاعی آنان امکان بروز انحرافات و لغزش های جنسی را بیشتر می کند. این مطالعه به منظور تعیین زمان و روش مناسب آموزش بهداشت باروری به دختران از دیدگاه والدین و معلمان شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 400 والد (200 زوج) و 50 معلم دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهرگرگان طی سال 1382 به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه مشتمل بر دو بخش خصوصیات دموگرافیک و نظرسنجی که خود شامل سه مبحث لقاح و حاملگی، تنظیم خانواده و ایدز و بیماری های مقاربتی بود؛ داده ها جمع آوری شدند. برای تعیین فراوانی و درصد داده ها از آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS-9 استفاده شد. یافته ها : 43.5% از مادران و 38.5% پدران بهترین زمان آموزش لقاح و حاملگی را هنگام ازدواج و 46درصد از معلمان بهترین زمان را سال سوم و پیش دانشگاهی ذکر کردند. 55 درصد والدین و 56 درصد معلمان زمان مناسب برای آموزش تنظیم خانواده را هنگام ازدواج مناسب دانستند. 32 درصد معلمان بهترین زمان را برای آموزش ایدز و بیماری های مقاربتی سال سوم دبیرستان و دوره پیش دانشگاهی ذکر نمودند. همچنین 30.7% پدران و 38درصد معلمان، سال اول و دوم دبیرستان را زمان مناسب برای آموزش عنوان نمودند. 45 درصد مادران و 44 درصد معلمان مناسب ترین روش آموزش را مراجعه نوجوان به مامای حاضر در مدرسه بیان کردند. نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که بیشتر والدین و معلمان با آموزش بهداشت باروری در دوران دبیرستان و هنگام ازدواج موافق بوده و مناسب ترین روش اطلاع رسانی را تدریس در مدرسه و حضور ماما در مدارس به عنوان مشاور ذکر کردند.</description>
						<author>کتایون جلالی آریا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی رضایت‌مندی مراجعین بخش اورژانس بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سال 1385</title>
						<link>http://centlib.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=786&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : ماهیت کار در بخش اورژانس به نحوی است که برای حفظ حیات بیماران باید مراقبت هایی با کیفیت بالا و در کوتاه ترین زمان ممکن ارائه گردد. پایش مکرر کیفیت ارائه خدمات و رضایت مراجعین بخش اورژانس به عنوان یکی از شاخص های مهم ضروری است. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان رضایت بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی گلستان از خدمات ارائه شده در سال 1385 انجام گردید. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 2400 مراجعه کننده بخش اورژانس 13 بیمارستان تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی گلستان در شیفت های مختلف ارائه خدمت که به صورت تصادفی با در نظر گرفتن سهم هر بیمارستان به نسبت ارجاعات تخصصی و غیرتخصصی از بین کل مراجعین انتخاب شده بودند؛ طی سال 1385 صورت گرفت. داده ها با استفاده از پرسشنامه تهیه شده توسط تیم تحقیق مشتمل بر دو بخش اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مربوط به رضایت از خدمات ارائه شده به تفکیک سرپایی و فوریتی جمع آوری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-15 و آزمون کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : در بخش فوریت بیشترین درصد رضایت به ترتیب مربوط به توجه و برخورد پزشکان (86%)، توجه و طرز برخورد کارکنان پرستاری (85%)، میزان پاسخگویی کارکنان پرستاری به سؤالات (84.1%)، وضعیت دمای بخش (83.9%) و تمیزی سطوح و کف بخش ها (81.9%) و کمترین درصد رضایت مربوط به طرز برخورد نگهبان با بیمار و همراهان (33.8%) و تمیزی سرویس های بهداشتی و وجود صابون (45.7%) بود. بیشترین میزان رضایت بیماران بستری در بخش اورژانس به ترتیب مربوط به دسترسی به تلفن در صورت نیاز (49.7%) ، طعم و مزه غذای ارائه شده (47.4%) ، مقدار و دمای غذا (44.1%) و کمترین درصد رضایت مربوط به رعایت شأن و احترام بیمار (8.2%) بود. نتیجه گیری : این مطالعه نشان دهنده لزوم توجه بیشتر به آموزش کارکنان در رده های مختلف درخصوص نحوه برخورد با بیمار و همراهان وی و احترام به شأن انسانی ایشان را آشکار می سازد. همچنین توجه به وضعیت سرویس های بهداشتی ضروری است.</description>
						<author>بی بی هاجر زحمتکش</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
